امروز من اینجا هستم و آن ها در سرزمینی ناشناخته سرزمین نابودی  ای جبر چه آوردی بر سر ما  ... . آه برادرانم کجایید؟ باور نمیکنم که دیگر واژه ی مقدس آزادی از دهانتان به پرواز در نمیآید که گرمی دستانتان رو به سردی می رود حرارتی که هدیه دادید که شاید از هرم آن آتشی که سال هاست خاموش است بر افروزید . تا زمانی که سرزمینم را آیینم را آتشم را  خون برادرانم را پس نگرفته ام زندگی بر من حرام باد.